خسته شدم.....

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.

خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...

بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...

خسته شدم بس که تنها دویدم...

اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...

 




برچسب‌ها:
[ یکشنبه 22 تیر 1393 ] [ 15:14 ] [ taranommeordibehesht ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران